تبلیغات
سرگرمی، تفریح، شادی - جوک های قدیمی
 
درباره وبلاگ




مدیر وبلاگ : امیر نادری
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
سرگرمی، تفریح، شادی
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
شنبه 13 تیر 1394 :: نویسنده : امیر نادری
  • قرص اکس رو میندازن تو صندوق صدقات،
  • صندوق شروع می‌کنه به وام دادن
  •  
  • غضنفر آهنگ خالی گوش می کرده میزنه زیر گریه
  •  میگن چرا گریه می کنی؟ با بغض میگه آخه خوانندش لاله
  •  
  • غضنفر چربى خون داشته,
  • دکتربهش میگه: روزى ۶ کیلومتر راه برو!
  • بعد از۳ ماه زنگ میزنه میگه: من الان لب مرزم چه کار کنم
  •  
  • غضنفر شلوارشو برعکس می‌پوشه،
  • ننه‌اش بهش میگه: الهی قربونت برم،
  •  وقتی میری انگار داری میایی
  •  
  • به یارو میگن ۱۲ امام رو میشناسی؟
  • میگه آره. میگن خوب نام ببر؟
  • میگه اونجوری که نه. اگه ببینمشون میشناسم

 

  • غضنفر میره نانوایی،
  •  نانوا میگه هر کسی اومد بگو پشت سرت نایستد،
  • نون نمی رسه. غضنفر هم هر کی می اومده می گفته
  •  بیا جلوی من بایست،
  •  پشت سرم نون نمیرسه

 

  • دانشجوها
  • برای شیطنت ،
  •  روی تخته ی کلاس نوشتند :
  •  شورت استاد ، قرمز گل گلیه
  • استاد... اومد تو کلاس ،
  • یه نگاه به تخته کرد و با خونسردی خاصی گفت
  • هر کی اینو نوشته مامانش راز دار نبوده

 

  • مجرى
  • اخبار ویژه ناشنوایان اخراج شد.
  •  او در هنگام انعکاس خبر " اون ممه را لولوبرد"،
  •  حرکات ناشایستی از خود نشان داد که دور از شئونات اسلامی بود
  •  
  • یه
  • ایرانی و یه آمریکایی قرار گذاشتن
  •  به تعداد روزهای تعطیل کشورشون
  •  به همدیگه پس گردنی بزنن!!
  •  آمریکایی اول شروع کرد:
  • تولد عیسی, ژانویه, وفات عیسی,
  •  عید پاک و تعطیلاتش تمام شد
  • و حالا نوبت ایرانی رسید:
  • - تولد امام اول, دوم, سوم ....
  • دوازده ام و شروع کرد
  •  به نام بردن تمام اماما و تولد و وفاتشون
  • آمریکایی داشت از درد فرار میکرد......,
  • فریاد زد - کجا در میری؟
  •  هنوز سه ماه تعطیلی موند 
  •  
  •  
  •  
  • تهرانیه واسه اصفاهانیه تعریف میکرده:
  •  رفتم خونه دوست دخترم، داشت ظرف میشست،
  • بغلش کردم بردمش تو اتاق خواب،
  •  اصفهانیه میگه: آآآآآآآآ شیر آبم بازززز؟؟؟
  •  
  • .
  • دختر بچه ای دم در میاید و یک کاسه دوغ خنک به مرد میده.
  •  
  • وقتی مرد تا آخر دوغ را سر میکشد
  • به دختر میگه کوچولو شما هر که درب حانه تان را بزنه
  • و آب بخواهد بهش دوغ خنک میدید؟
  • دختر بچه میگه: نه بابا دیشب مهمان داشتیم
  • دوغ درست کردیم
  • منت...ها سوسک افتاد توش
  •  برای همین چون میخواستیم دور نریزیم دادیم شما خوردید.
  •  با شنیدن این حرف مرد عصبانی میشه
  •  و میزنه کاسه دوغ را میشکنه
  •  آنوقت دختر داد میزنه و میگه:
  •  مامان...مامان
  •  این آقائه زد کاسه غذای سگمان رو شکست

 





نوع مطلب : جوک و لطیفه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 30 مرداد 1396 06:52 ب.ظ
I blog frequently and I truly thank you for your information.
Your article has really peaked my interest. I will book mark your blog and keep checking for new details about once a week.
I opted in for your RSS feed too.
شنبه 14 مرداد 1396 11:56 ب.ظ
If you desire to obtain a good deal from this paragraph then you have to apply such techniques to your
won web site.
دوشنبه 12 تیر 1396 01:50 ق.ظ
Exactly what I was looking for, thanks for putting up.
شنبه 10 تیر 1396 10:48 ب.ظ
Hiya very cool web site!! Man .. Beautiful .. Amazing ..

I will bookmark your web site and take the feeds also?
I am satisfied to search out numerous useful info here within the
put up, we want work out extra strategies on this regard, thanks for sharing.
. . . . .
پنجشنبه 1 تیر 1396 10:50 ب.ظ
Hi my friend! I want to say that this article is
amazing, nice written and come with almost all important infos.
I'd like to look more posts like this.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر